درمان تكبر
برای درمان تكبر، راههای علمی و راهكارهای عملی وجود دارد. راه علمی این
است كه انسان به حقیقت خویش و ضعف و ناتوانی و پستی خود پی ببرد و از طرف
دیگر عظمت و مقام و منزلت خدا را بشناسد.
علی علیه السلام با توجه به همین نكته فرمود: «عَجِبْتُ لِابْنِ آدَمَ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ وَ هُوَ قَائِمٌ بَینَهُمَا وِعَاءً لِلْغَائِطِ ثُمَّ یتَكَبَّرُ؛ 1 از فرزند آدم تعجب میكنم كه آغاز او نطفه [بدبو] و آخرش مردار [گندیده] و وسط آن دو، ظرفی برای مدفوع است؛ با این حال، تكبر میورزد!»
از امام باقرعلیه السلام شبیه روایت فوق با تفاوت مختصر به این صورت نقل شده است: «از متكبر فخر فروش در شگفتم! او در آغاز از نطفه بی ارزشی آفریده شده و در پایان كار مردار گندیدهای خواهد بود و در این میان، نمیداند به چه سرنوشتی گرفتار میشود و با او چه میكنند (وَ هُوَ فِیمَا بَینَ ذَلِكَ لَا یدْرِی مَا یصْنَعُ بِهِ) .» 2
این ذیل اشاره دارد كه قیامت باوری و ایمان به حسابهای دقیق آن روز، در تكبر زدایی نقش مهمی دارد؛ چنان كه در حدیثی از امام زین العابدین علیه السلام آمده است كه «میان سلمان فارسی و مرد خودخواه و متكبری خصومت و سخنی واقع شد. آن مرد به سلمان گفت: تو كیستی؟ [و چه كارهای] ؟ سلمان گفت: اما آغاز من و تو هر دو نطفه كثیفی بوده و پایان كار من و تو مردار گندیدهای است. هنگامی كه روز قیامت شود و ترازوی سنجش برقرار گردد، هر كس ترازوی عملش سنگین باشد، با كرامت و با شخصیت و بزرگوار است و هر كس ترازوی عملش سبك باشد، پست و بی مقدار است.» 3
درك عظمت خداوند در تكبر زدایی نقش دارد. به این روایت توجه كنید:
امام حسن علیه السلام فرمود: «لَا ینْبَغِی لِمَنْ عَرَفَ عَظَمَةَ اللَّهِ أَنْ یتَعَاظَمَ فَإِنَّ رِفْعَةَ الَّذِینَ یعْلَمُونَ عَظَمَةَ اللَّهِ أَنْ یتَوَاضَعُوا وَ عِزَّ الَّذِینَ یعْرِفُونَ مَا جَلَالُ اللَّهِ أَنْ یتَذَلَّلُوا لَهُ؛ 4 سزاوار نیست برای كسی كه عظمت خدا را شناخته، احساس بزرگی [و خود برتربینی] كند. پس به راستی بزرگی كسانی كه عظمت خدا را دریافته اند، تواضع و فروتنی است و عزت كسانی كه میدانند جلالت و بزرگی خدا چیست، در مقابل او تذلل و احساس كوچكی كردن است.»
اما در مورد راه عملی، انجام چند امر در تكبر زدایی نقش بسزایی دارد:
1. كارهای روزانه را خود انجام دادن
گاه امور سادهای مثل با كارگران سر یك سفره نشستن، كارهای خانه را انجام دادن، در سلام پیشی گرفتن و در راه رفتن بر كسی مقدم نشدن، میتواند در از بین بردن تكبر نقش مهمی ایفا كند.
پیامبر اكرم علیه السلام فرمود: «مَنْ حَلَبَ شَاتَهُ وَ رَقَّعَ قَمیصَهُ وَ خَصَفَ نَعْلَهُ وَ وَاكَلَ خَادِمَهُ وَ حَمَلَ مِنْ سُوقِهِ فَقَدْ بَرِی ءَ مِنَ الْكِبْرِ؛ 5 كسی كه گوسفند خویش را بدوشد و پیراهنش را بدوزد و كفشش را وصله بزند و با خادمش هم غذا شود و خرید بازارش را خود انجام دهد، از تكبر خالی شده است.»
و در جای دیگر فرمود: «حَمْل بار [و ما یحتاج منزل] برای خانواده تكبر را از انسان دفع میكند.» 6 و البته پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله خود نیز چنین بود.
2. انجام عبادت
انجام عبادت، مخصوصاً نماز كه همراه با سجده و ركوع است، اگر با معرفت همراه باشد، باعث از بین رفتن تكبر میشود. علی علیه السلام فرمود: «فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلَاةَ تَنْزِیهاً عَنِ الْكِبْر؛ 7 خدا ایمان را برای تطهیر از شرك لازم شمرده و نماز را برای پاكی از تكبر واجب كرد.»
3. امتحانها و شداید
عامل دیگر برای تكبر زدایی، امتحانات الهی و شداید و گرفتاریهای روزگار است. در این باره علی علیه السلام فرمود: «لَكِنَّ اللَّهَ یخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ یتَعَبَّدُهُمْ بِأَلْوَانِ الْمَجَاهِدِ وَ یبْتَلِیهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِی نُفُوسِهِم؛ 8 لكن خداوند بندگانش را با انواع گرفتاریها آزمایش میكند و به انواع تلاشها [همچون جهاد و حج و...] متعبد و پای بندشان میكند و به سختیهای مختلف گرفتارشان میسازد تا تكبر را از دلشان بیرون آورد و رام شدن [و تواضع] را در روحشان جای دهد.»
4. اجتناب از عوامل تكبر زا
اموری در انسان ایجاد تكبر میكند، مثل: عادت به صدر نشینی، عدهای را همراه و دور خود راه انداختن، استقبالها و استدبارهای سنگین راه انداختن، مأمومین و شاگردان فراوان دور خویش جمع كردن و... كه باید سعی شود از این امور اجتناب شود. ابوامامه نقل كرده است كه نبی اكرم صلی الله علیه وآله روزی به سوی بقیع میرفت و اصحاب هم به دنبال او راه افتادند. پس حضرت توقف فرمود و دستور داد آنها جلوتر از حضرت حركت كنند. از راز این قضیه سؤال شد؟ فرمود: «اِنِّی سَمِعْتُ خَفْقَ نِعَالِكُمْ فَاَشْفَقْتُ اَنْ یقَعَ شَی ءٌ مِنَ الْكِبْرِ؛ 9 به راستی صدای كفشهای شما را شنیدم، ترسیدم كه [در نفس و روحم] چیزی از تكبر واقع شود [لذا گفتم جلوتر حركت كنید].»
راستی اگر پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله از صداهای كفشها بر خود بترسد، ما نیز باید به شدت مواظبت كنیم كه طولانی بودن صفوف مأمومین، تعداد فراوان شاگردان، شمارههای كتابها و مقالات چاپ شده، سفرهای فراوان زیارتی، دعوتهای بی شمار برای منبر، و... ما را به دام تكبر و غرور گرفتار نسازد.

بیان دیگر برای تكبر زدایی
چنان كه اشاره شد، تكبر علل و اسبابی دارد كه برای تكبر زدایی باید با آنها مقابله شود؛ به این صورت كه آنها كه به خاطر نسب خود بر دیگران فخر میفروشند، باید بداند كه اولاً افتخار به كمالات دیگران كار شایستهای نیست. اگر پدر كسی فاضل بود و خود از علم بهرهای نداشت، ارزشی برای او ایجاد نمیكند و ثانیاً اگر درست اندیشه كند، پدر اصلی نطفه و جد اعلایش خاك است و این دو سبب افتخار نیستند.
اما كسانی كه به خاطر جمال و زیبایی گرفتار كبر و غرور میشوند، باید بدانند كه با یك بیماری جلدی و با گرد و غبار پیری آن زیبایی از بین خواهد رفت.
و اگر سبب تكبر قوّت و قدرت جسمانی است، فراموش نكند كه گاه با یك عارضه قلبی یا مغزی تمام یا قسمتی از بدن فلج میشود و یا به كلی از كار میافتد؛ به گونهای كه نتواند مگسی را از خود براند.
اما آنهایی كه به سبب ثروت و فزونی مال دچار غرور میشوند، بدانند كه اولاً آنچه بیرون از جان و روح انسان است، نمیتواند مایه مباهات انسان گردد و گرنه همان مال در دست پستترین انسانها نیز قرار دارد و گاه توسط دزدان ربوده میشود. شرف و عزتی كه دزدان بربایند، شرف و بزرگی شمرده نمیشود و ثانیاً ثروتها دائماً دست به دست میگردد و هرگز به صورت ثابت باقی نمیماند.
و اگر سبب تكبر و غرور، علم و دانش فراوان است كه متأسفانه از بدترین آفات نفسانی است و درمان آن نیز پیچیدهتر است، باید بداند كه قرآن كریم عالمان بی عمل را به خرانی تشبیه كرده كه باری از كتاب بر پشت دارند 10 و نیز بداند كه شخص عالم به همان نسبت كه بر دیگران برتری علمی دارد، مسئولیتش هم سنگینتر است. ممكن است خداوند از هفتاد گناه جاهل بگذرد، پیش از آنكه یك گناه عالم را ببخشد و باید بداند كه حساب عالمان در قیامت از دیگران بسیار مشكلتر است. با این حال، چگونه میتوانند فخر فروشی كنند!
از این گذشته، فراموش نكند كه علم واقعی آن است كه انسان را از غرور باز دارد و بداند كه صرف الفاظ علم نیست و از دست دادن آن با كمترین حادثه و عارض شدن نسیان ممكن است.
و سرانجام اگر سرچشمه تكبر انواع عبادات و طاعات الهی است كه انسان متكبر انجام داده، باید به این واقعیت بیندیشد كه خداوند تنها عبادتی را میپذیرد كه از هر گونه عُجب و كبر پاك باشد و به یقین گناهكاران نادم و پشیمان به نجات نزدیك ترند تا عابدان مغرور. 11
خودآزمایی
مرحوم فیض خودآزماییهایی را برای درمان تكبر پیشنهاد میكند كه برخی از آنها با تلخیص از این قرار است:
1. با دوستان و هم ردیفان در مجالس شركت كند و آنها را بر خود مقدم دارد و پشت سر آنها راه رود و پایینتر از آنان بنشیند. اگر احساس ناراحتی و سنگینی نكرد، بداند تكبر ندارد.
2. با برخی دوستان و هم عصران به مناظره پردازد. اگر حق از زبان آنها ظاهر شد و به راحتی پذیرفت، نشانه عدم تكبر است و اگر زیر بار نرفت، بداند ریشههای تكبر باقی است.
3. اگر دوستی با فقرا، خرید از بازار و نشستن با خدمتكاران، برای او سنگینی ندارد، بداند كبر ریشه كن شده و اگر سنگینی دارد، بداند گرفتار تكبراست.
4. لباسهای ساده و كم ارزش بپوشد. اگر احساس ناراحتی نكرد، بداند تكبر در او رشد نكرده است. 12
علی علیه السلام با توجه به همین نكته فرمود: «عَجِبْتُ لِابْنِ آدَمَ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ وَ هُوَ قَائِمٌ بَینَهُمَا وِعَاءً لِلْغَائِطِ ثُمَّ یتَكَبَّرُ؛ 1 از فرزند آدم تعجب میكنم كه آغاز او نطفه [بدبو] و آخرش مردار [گندیده] و وسط آن دو، ظرفی برای مدفوع است؛ با این حال، تكبر میورزد!»
از امام باقرعلیه السلام شبیه روایت فوق با تفاوت مختصر به این صورت نقل شده است: «از متكبر فخر فروش در شگفتم! او در آغاز از نطفه بی ارزشی آفریده شده و در پایان كار مردار گندیدهای خواهد بود و در این میان، نمیداند به چه سرنوشتی گرفتار میشود و با او چه میكنند (وَ هُوَ فِیمَا بَینَ ذَلِكَ لَا یدْرِی مَا یصْنَعُ بِهِ) .» 2
این ذیل اشاره دارد كه قیامت باوری و ایمان به حسابهای دقیق آن روز، در تكبر زدایی نقش مهمی دارد؛ چنان كه در حدیثی از امام زین العابدین علیه السلام آمده است كه «میان سلمان فارسی و مرد خودخواه و متكبری خصومت و سخنی واقع شد. آن مرد به سلمان گفت: تو كیستی؟ [و چه كارهای] ؟ سلمان گفت: اما آغاز من و تو هر دو نطفه كثیفی بوده و پایان كار من و تو مردار گندیدهای است. هنگامی كه روز قیامت شود و ترازوی سنجش برقرار گردد، هر كس ترازوی عملش سنگین باشد، با كرامت و با شخصیت و بزرگوار است و هر كس ترازوی عملش سبك باشد، پست و بی مقدار است.» 3
درك عظمت خداوند در تكبر زدایی نقش دارد. به این روایت توجه كنید:
امام حسن علیه السلام فرمود: «لَا ینْبَغِی لِمَنْ عَرَفَ عَظَمَةَ اللَّهِ أَنْ یتَعَاظَمَ فَإِنَّ رِفْعَةَ الَّذِینَ یعْلَمُونَ عَظَمَةَ اللَّهِ أَنْ یتَوَاضَعُوا وَ عِزَّ الَّذِینَ یعْرِفُونَ مَا جَلَالُ اللَّهِ أَنْ یتَذَلَّلُوا لَهُ؛ 4 سزاوار نیست برای كسی كه عظمت خدا را شناخته، احساس بزرگی [و خود برتربینی] كند. پس به راستی بزرگی كسانی كه عظمت خدا را دریافته اند، تواضع و فروتنی است و عزت كسانی كه میدانند جلالت و بزرگی خدا چیست، در مقابل او تذلل و احساس كوچكی كردن است.»
اما در مورد راه عملی، انجام چند امر در تكبر زدایی نقش بسزایی دارد:
1. كارهای روزانه را خود انجام دادن
گاه امور سادهای مثل با كارگران سر یك سفره نشستن، كارهای خانه را انجام دادن، در سلام پیشی گرفتن و در راه رفتن بر كسی مقدم نشدن، میتواند در از بین بردن تكبر نقش مهمی ایفا كند.
پیامبر اكرم علیه السلام فرمود: «مَنْ حَلَبَ شَاتَهُ وَ رَقَّعَ قَمیصَهُ وَ خَصَفَ نَعْلَهُ وَ وَاكَلَ خَادِمَهُ وَ حَمَلَ مِنْ سُوقِهِ فَقَدْ بَرِی ءَ مِنَ الْكِبْرِ؛ 5 كسی كه گوسفند خویش را بدوشد و پیراهنش را بدوزد و كفشش را وصله بزند و با خادمش هم غذا شود و خرید بازارش را خود انجام دهد، از تكبر خالی شده است.»
و در جای دیگر فرمود: «حَمْل بار [و ما یحتاج منزل] برای خانواده تكبر را از انسان دفع میكند.» 6 و البته پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله خود نیز چنین بود.
2. انجام عبادت
انجام عبادت، مخصوصاً نماز كه همراه با سجده و ركوع است، اگر با معرفت همراه باشد، باعث از بین رفتن تكبر میشود. علی علیه السلام فرمود: «فَرَضَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلَاةَ تَنْزِیهاً عَنِ الْكِبْر؛ 7 خدا ایمان را برای تطهیر از شرك لازم شمرده و نماز را برای پاكی از تكبر واجب كرد.»
3. امتحانها و شداید
عامل دیگر برای تكبر زدایی، امتحانات الهی و شداید و گرفتاریهای روزگار است. در این باره علی علیه السلام فرمود: «لَكِنَّ اللَّهَ یخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ یتَعَبَّدُهُمْ بِأَلْوَانِ الْمَجَاهِدِ وَ یبْتَلِیهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِی نُفُوسِهِم؛ 8 لكن خداوند بندگانش را با انواع گرفتاریها آزمایش میكند و به انواع تلاشها [همچون جهاد و حج و...] متعبد و پای بندشان میكند و به سختیهای مختلف گرفتارشان میسازد تا تكبر را از دلشان بیرون آورد و رام شدن [و تواضع] را در روحشان جای دهد.»
4. اجتناب از عوامل تكبر زا
اموری در انسان ایجاد تكبر میكند، مثل: عادت به صدر نشینی، عدهای را همراه و دور خود راه انداختن، استقبالها و استدبارهای سنگین راه انداختن، مأمومین و شاگردان فراوان دور خویش جمع كردن و... كه باید سعی شود از این امور اجتناب شود. ابوامامه نقل كرده است كه نبی اكرم صلی الله علیه وآله روزی به سوی بقیع میرفت و اصحاب هم به دنبال او راه افتادند. پس حضرت توقف فرمود و دستور داد آنها جلوتر از حضرت حركت كنند. از راز این قضیه سؤال شد؟ فرمود: «اِنِّی سَمِعْتُ خَفْقَ نِعَالِكُمْ فَاَشْفَقْتُ اَنْ یقَعَ شَی ءٌ مِنَ الْكِبْرِ؛ 9 به راستی صدای كفشهای شما را شنیدم، ترسیدم كه [در نفس و روحم] چیزی از تكبر واقع شود [لذا گفتم جلوتر حركت كنید].»
راستی اگر پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله از صداهای كفشها بر خود بترسد، ما نیز باید به شدت مواظبت كنیم كه طولانی بودن صفوف مأمومین، تعداد فراوان شاگردان، شمارههای كتابها و مقالات چاپ شده، سفرهای فراوان زیارتی، دعوتهای بی شمار برای منبر، و... ما را به دام تكبر و غرور گرفتار نسازد.

بیان دیگر برای تكبر زدایی
چنان كه اشاره شد، تكبر علل و اسبابی دارد كه برای تكبر زدایی باید با آنها مقابله شود؛ به این صورت كه آنها كه به خاطر نسب خود بر دیگران فخر میفروشند، باید بداند كه اولاً افتخار به كمالات دیگران كار شایستهای نیست. اگر پدر كسی فاضل بود و خود از علم بهرهای نداشت، ارزشی برای او ایجاد نمیكند و ثانیاً اگر درست اندیشه كند، پدر اصلی نطفه و جد اعلایش خاك است و این دو سبب افتخار نیستند.
اما كسانی كه به خاطر جمال و زیبایی گرفتار كبر و غرور میشوند، باید بدانند كه با یك بیماری جلدی و با گرد و غبار پیری آن زیبایی از بین خواهد رفت.
و اگر سبب تكبر قوّت و قدرت جسمانی است، فراموش نكند كه گاه با یك عارضه قلبی یا مغزی تمام یا قسمتی از بدن فلج میشود و یا به كلی از كار میافتد؛ به گونهای كه نتواند مگسی را از خود براند.
اما آنهایی كه به سبب ثروت و فزونی مال دچار غرور میشوند، بدانند كه اولاً آنچه بیرون از جان و روح انسان است، نمیتواند مایه مباهات انسان گردد و گرنه همان مال در دست پستترین انسانها نیز قرار دارد و گاه توسط دزدان ربوده میشود. شرف و عزتی كه دزدان بربایند، شرف و بزرگی شمرده نمیشود و ثانیاً ثروتها دائماً دست به دست میگردد و هرگز به صورت ثابت باقی نمیماند.
و اگر سبب تكبر و غرور، علم و دانش فراوان است كه متأسفانه از بدترین آفات نفسانی است و درمان آن نیز پیچیدهتر است، باید بداند كه قرآن كریم عالمان بی عمل را به خرانی تشبیه كرده كه باری از كتاب بر پشت دارند 10 و نیز بداند كه شخص عالم به همان نسبت كه بر دیگران برتری علمی دارد، مسئولیتش هم سنگینتر است. ممكن است خداوند از هفتاد گناه جاهل بگذرد، پیش از آنكه یك گناه عالم را ببخشد و باید بداند كه حساب عالمان در قیامت از دیگران بسیار مشكلتر است. با این حال، چگونه میتوانند فخر فروشی كنند!
از این گذشته، فراموش نكند كه علم واقعی آن است كه انسان را از غرور باز دارد و بداند كه صرف الفاظ علم نیست و از دست دادن آن با كمترین حادثه و عارض شدن نسیان ممكن است.
و سرانجام اگر سرچشمه تكبر انواع عبادات و طاعات الهی است كه انسان متكبر انجام داده، باید به این واقعیت بیندیشد كه خداوند تنها عبادتی را میپذیرد كه از هر گونه عُجب و كبر پاك باشد و به یقین گناهكاران نادم و پشیمان به نجات نزدیك ترند تا عابدان مغرور. 11
خودآزمایی
مرحوم فیض خودآزماییهایی را برای درمان تكبر پیشنهاد میكند كه برخی از آنها با تلخیص از این قرار است:
1. با دوستان و هم ردیفان در مجالس شركت كند و آنها را بر خود مقدم دارد و پشت سر آنها راه رود و پایینتر از آنان بنشیند. اگر احساس ناراحتی و سنگینی نكرد، بداند تكبر ندارد.
2. با برخی دوستان و هم عصران به مناظره پردازد. اگر حق از زبان آنها ظاهر شد و به راحتی پذیرفت، نشانه عدم تكبر است و اگر زیر بار نرفت، بداند ریشههای تكبر باقی است.
3. اگر دوستی با فقرا، خرید از بازار و نشستن با خدمتكاران، برای او سنگینی ندارد، بداند كبر ریشه كن شده و اگر سنگینی دارد، بداند گرفتار تكبراست.
4. لباسهای ساده و كم ارزش بپوشد. اگر احساس ناراحتی نكرد، بداند تكبر در او رشد نكرده است. 12
پی نوشت:
1) بحار الانوار، ج 73، ص 234، ح 33.
2) همان، ج 70، ص 229.
3) همان، ص 231، ح 24.
4) همان، ج 78، ص 104، ح 3؛ منتخب میزان الحكمة، ص 436.
5) منتخب میزان الحكمة، ص 436 و ر. ك: الكافی، ج 2، ص 312، ح 17.
6) همان مآخذ.
7) نهج البلاغة، حكمت 371.
8) بحار الانوار، ج 78، ص 104، ح 3؛ منتخب میزان الحكمة، ص 436.
9) منتخب میزان الحكمة، ص 436، ح 5400؛ كنز العمال، ح 8878.
10) جمعه / 5.
11) پیام قرآن، ناصر مكارم شیرازی، صص 63 - 65، با تغییر و تلخیص.
12) همان، ص 66، با تلخیص.
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره88
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:8 توسط حسين پاشازاده
|
با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر و برادر گرامي اميدوارم دقايق خوبي را در صفاشهر سپري کنيد اين بلاگ درصدد اطلاع رساني پيرامون اتفاقات و اخباري كه در شهر روي ميدهد و در كنار آن اشاعه و تبليغ دين مبين اسلام كه وظيفه ديني هر فردي است ميباشد اميد آن داريم كه مقبول درگاه الهي واقع گردد.